آیساآیسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

من و دخترم

دیروز26دی خونه مامان بزرگ

1390/10/27 10:57
نویسنده : مامان آیسا
190 بازدید
اشتراک گذاری

دخمله قشنگم دیشب خونه مامان بزرگ اینا بودیم کلی بهشون زحمت دادیم

شب واسه خواب بردمت اتاق عمو وحید اما در رو نبسته بودم خودمم کنارت دراز کشیدم شما هم سینه خیز خودتونو کشوندید سمت در اتاق تا با عمو وحید بازی کنید وسط راه هی خسته میشدید و چهار دست و پا می ایستادید اما جرات نداشتی چهار دست و پا راه بری اونوقت دوباره سینه خیز می شدی و می رفتی، گه گاهی هم منو نگاه میکردی تا بغلت کنم زودتر برسی اما من فقط نگات میکردم و از تلاشت لذت می بردم عزیز دردونه مامان

تازشم دیشب به جای کمک به مامان بزرگ مهربون دو تایی رفتیم بیرون قدم بزنیم تا حوصله شما بیاید سرجاش و کمتر غرغر کنی ، مامان بزرگی دستت درد نکنه - دوست داریم -

عمو حمید جونم که حسابی دوسش داری کلی باهات بازی کرد و تو برای تو بغلش بودن دست و پا زدی جیگملم

راستی اگه عمو حمید کار داشته باشه و محلت نده دعواش می کنی و غر می زنی، اینقدر بامزه که میخوام واست بمیــــــــــــــــــــــــرم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و دخترم می باشد